محمد رياض
9
احوال و آثار واشعار مير سيد على همدانى ( با شش رساله ) ( فارسى )
يا سلطان أبو سعيد ايلخانى ( 716 - 736 ه ) هم مذكور نيست . البتة چنين به نظر مىآيد كه سيد شهاب الدين مرد مقتدرى بوده وبا امرا وسلاطين ارتباط داشته است . درين باره خود على همداني بمريدى ميفرمود : « در أمور والد التفات نميكردم ، بدان سبب كه أو حاكم بود در همدان وملتفت به سلاطين وامراء » « 28 » . سيد شهاب الدين اگرچه حاكم ومرد دنيا دارى بوده ولى فقراء ودراويش وعلماء وفضلاء را دوست ميداشته است وباين گروه أرادت واحترام ميگزارده است . سلطان محمد خدا بنده أولجايتو چون گنبد شهر سلطانيه را بنا كرد ، براي تبرك جويى ميخواست كه اجتماع بزرگان ودراويش إيران وعراق را آنجا تشكيل بدهد . سيد شهاب الدين بنابر خواهش سلطان چهارصد ولى اللّه وعلماى دين وفقرا را دعوت داد ، ودو سال بعد از تأسيس گنبد مذكور « 29 » اين دعوت عملي شد ، يعنى در سال 715 ه « 30 » كه على همداني آنگاه پسر دو سأله بود . پدرش أو را هم در محضر اين بزرگان آورد وهريك از بزرگان براي أو دعايى خوانده براي اعتلاى مقام أو دست مناجاة به جانب خداوند متعال بلند كردند . أول اين بزرگان سيد علاء الدولهء سمنانى بود وآخر ايشان خواجة قطب الدين نيشابورى . « 31 » اشتباهى در خلاصة المناقب در بيان كردن كيفيت اين اجتماع ، صاحب خلاصة المناقب دچار اشتباه گرديده وبيشتر نويسندگان بعدى سعى كردهاند كه بطريقى آنرا درست بنمايند . جعفر بدخشى مينويسد كه درين اجتماع هريك أزين چهارصد بزرگان به على همداني حديثي ياد دادند و 33 يا 34 تن از ايشان به أو اجازهء ارشاد وخرقه دادند . ولى سيد آن موقع خرقهها را قبول نكرد ، زيرا أول مىخواست
--> ( 28 ) - خ - م ( با ) 4 الف ( لا : برگ 5 ) . ( 29 ) - طبق تاريخ گزيده ( ص 657 ) گنبد در عرف عام در سال 713 ه تكميل يافته است ولى سال 715 أصح مىنمايد . ( 30 ) - خ - م ( لا ) برگ 12 . ( 31 ) - خ - م ( لا ) برگ 13 .